‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

رفتار فرا جنسیتی در مناسبات اجتماعی


کانت یکی از شروط اخلاق هنجاری خود را- چنان رفتار نکن که دیگران را وسیله ایی برای اهداف خود تبدیل کنی، بیان می دارد. البته عده ایی این رای را غیر ممکن می دانند و تمامی روابط انسانی را در دایره وسیله سازی دیگری دانستند، اما به نظرم می توان مرزی برای روابط انسانی با اصل کانت کشید، طوریکه آن را سهل تر و واقع گرایانه تر کرد، تنها زمانی می توان دیگری را وسیله نمود که دیگری آزادانه هدفش را، وسیله شدن توسط تو بداند (اما اینکه عمل دیگری در وسیله سازی خود، در پیشگاه خودش غیر اخلاقیست یا خیر، مجال دیگری می خواهد).
مثالی از کاربرد فوق: "الف" را در نظر بگیرید که در ملاقات با معشوقش طوری خود را آراسته می کند تا به نظر معشوقش زیباتر باشد و یکی از اهدافش در این رفتار "شایسته ی لذت جویی دانستن خود" و اثبات این امر است و اگر معشوقش این زیبایی را مورد توجه و حتی مورد تحسین قرار دهد "الف" به هدفش رسیده است (و رسیدن به هدف لذت را برای "الف" به ارمغان می آورد). حال اگر از این موارد خاص بگذریم در اکثر روابط اجتماعی چنین نیست و وسیله قرار دادن دیگران به معنای کانتی غیر اخلاقیست و چون آن فرد مورد رنج قرار می گیرد از لحاظ اخلاق پیامدگرایانه نیز ناصواب است. همان "الف" را در نظر بگیرید، برای یافتن محل ملاقاتش از من آدرس می پرسد، چون هدفش در اینجا متفاوت از"شایسته ی لذت جویی دانستن خود" است، پس کاملا از اخلاق دور است وسیله قرار دادنش و مورد توجه قرار دادنش و تنها می توان در چارچوب کمک به هم نوع آدرس را به او نشان داد (اخلاقی ترین کار در اکثر این روابط پیروی از نگاه فرا جنسیتی ست).

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

اخلاق و مسئله بنیادین سود ِ اخلاقی زیستن

"آیا عقلانی است كه اخلاقی زندگی كنیم؟ مراد از این پرسش این است كه آیا زندگی اخلاقی به‌صرفه است؟ البته منظور از عقلانیت،‌ عقلانیت عملی است نه عقلانیت نظری. پس باید درصدد فهم عقلانیت عملی برآییم. به زبانی ساده، عقلانیت عملی بدین معناست كه هزینه اعمال فرد در زندگی از سود آن بیشتر نباشد. اگر شخص كاری را انجام دهد كه هزینه آن بیش از سودش باشد چنین كاری عرفا از عقلانیت عملی برخوردار نیست.حال مسئله اصلی این است كه خود اخلاقی‌زیستن هم نوعی كار است و باید هزینه‌ای كه فرد برای زندگی اخلاقی می‌پردازد كمتر از سود آن باشد. بدین‌قرار هر عمل اخلاقی تابع همین حكم است. نه فقط هر عمل اخلاقی بلكه كل زندگی انسان اگر قرار است اخلاقی باشد، بایستی هزینه و سودی متناسب داشته باشد. واضح است كه بدون پرداخت هزینه نمی‌توان زندگی اخلاقی داشت. تجربه ثابت كرده است كه زندگی اخلاقی هزینه بالایی دارد."
با اخلاقی زیستن آدمی اکثر اهداف انسانی، از جمله ثروت، قدرت، حیثیت اجتماعی، شهرت، محبوبیت، جا ومقام را به نسبتی از کف میدهد
اما راه کار ملکیان مبتنی بر نظر افلاطون است:
"در عمیقترین لایه وجود آدمی نیاز به سه عنصر است. یکی نیاز به حقیقت دیگری نیاز به خیر(خوبی) و سومی نیاز به زیبایی و جمال. برای کسی که دنبال حقیقت است و این نیاز بیشتر در او وجود دارد فلسفه و علوم راهکار خواهد بود. برای کسی که نیاز به جمال در او بیشتر است روی آوردن به هنر او ارضاء خواهد کرد و برای کسی که نیاز به خوبی و خیر در او وجود دارد اخلاقی زیستن ارضاء کننده خواهد بود. "
اما به نظر من در این قول افلاطون با ساده انگاری های زیادی توامان است، به نظرم:
1) اگر این سه لایه وجودی چنان با هم منفک یا جدا نباشند، انگاه نمی توان فقط برای رفع نیاز ِخیر، عمل اخلاقی را انجام داد و سود ِ اخلاقی زیستن را برای لایه ی حقیقت طلب، توجیه نکرد و نیاز حقیقت طلبی را ارضا ننمود.
2)اگر میزان غلبه ی هر یک از این سه ساحت در اختیار ما باشد، آنگاه انتخاب هر یک از این سه لایه، خود در حوزه اخلاق قرار و خود معلول عمل اخلاقی قرار میگیرد و دیگر نمی شود اخلاق را برای رفع نیاز "خیر" توجیه کرد (چون دور حاصل می شود)
2-2)اگر از لحاظ اخلاقی لایه حقیقت طلبی را انتخاب و آن را در خود پرورش دهیم، با توجه نکردن به عقلانیت ِعمل ِ اخلاقی (همان سودِ اخلاقی زیستن) آیا دچار عمل غیر اخلاقی نمی شویم؟

 پ ن: چند هفته پیش استاد ملکیان نشستی در باب اخلاق دینی و عرفی داشتند، بیشتر نقل قولها نیز از آن نشست بود.(http://www.neeloofar.ir/thinker-/45-mostafa-malekiyan/456-1389-01-31-14-52-50.html وhttp://malekiyan.blogfa.com/post-213.aspx )

۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه

خطای سیستماتیک درقضاوت اخلاقی

اساسش این مقاله است: http://zamaaneh.com/idea/2010/02/post_654.html
"چگونه آدم‌های خوب شر می‌شوند"؟ آدم خوب-اخلاقی-کیست؟هر فردی است که دایره ممکنات اش را به خاطر اصول اخلاقیش کوچکتر کند. پس کسی را برای مثال می توانیم، دارای فضیلت عدم "شکنجه یا تجاوز به دیگری" بدانیم که در دایره ممکنات اش ،قدرت وتوانایی شکنجه ی غیر باشد ولی او به خاطر پایبندی به اصولش از انجام ان عمل سرباز زند.بدیهی است فردی که توانایی(*) شکنجه را ندارد -چون اخلاق در حوزه افعال اختیاری و ارادی با معناست -نمی توانیم درباره خوب بودن یا نبودن او نسبت به ان عمل وانجام دادن یا ندادنش قضاوتی کنیم.
درعدم توجه به این مسئله مشخص ،فجایع بزرگی رخ داده وخواهد داد!
چند کشور را میتوان مثال زد که با رنجهای بسیار دیکتاتوری را سرنگون کردند اما با دست خودشان دیکتاتور دیگری را نشاندند . (چون فرض میکردن آن رهبر ِ شجاع وآزاده که مملو از فضیلت اخلاقی وخیرمی نمود به محال است به شَرور دیگری تبدیل شود ،حال که با به در کردن دستش از آستین قدرت متوجه شدن همه قضاوت ها به خطا بود) مرادم از فجایع فقط در حوزه اجتماعی _سیاسی نیست ،درباره قضاوت درباره دیگران نیز این اصل صادق است.باید بر اساس ممکنات وچگونه عمل کردن انها در ان حوزه تصمیم کرد وبا دقت واحتیاط درباره افزایش دایره ممکنات انها قضاوت کرد.(برای مثال در ارتقای پست سازمانی کارمند/در انتخاب دوست وهمسر و...)حتی درباره میزان رعایت اخلاقیات خودمون هم همینطور!
  • *منظورم از توانایی نداشتن این است که برای مثال، سیستم قضایی _دولتی با مجازاتها جلوی این خشونت ها را می گیرند وفرد به دلیل ممانعت قانونی چنین عملی را مرتکب نمی شود ونه به دلیل اصول اخلاقیش!(دقیقا به همین علت با شل شدن قوانین مبتنی بر حقوق بشر-وحتی تایید در خفا واشکاربه نقض ان- نظامهای توتالیتر چنین شاهد تجاوز ،شکنجه،چماق زنی و... هستیم )

۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه

یک نکته در سلوک اخلاقی

چندی پیش اتفاقی به جمله ایی از فیلسوف سیاسی واقع گرا یعنی ماکیاولی برخورد کردم ،با این مضمون:
انجام فضایل اخلاقی برای دولتها دشوار ولی اظهار آن بسیار سودمند است.
البته نظر ماکیاولی درباره دولتهاست اما در زندگی فردی نیز بسیار مصداق دارد. هر چند که اکثر انسانها در زندگی فردی نیز رفتار سیاسی دارند(منظور از رفتار سیاسی مجموعه کنشهایی است که برای حفظ یا دستیابی به قدرت صورت میگیرد) نکته در این هستها که اشاره شد ،این "چه باید کرد ؟" است،که در سلوک اخلاقی عمل اخلاقی مقدم بر اظهار فضایل اخلاقیست .-والبته حسن فاعلی ونیت اخلاقی نیز شریفتر از عمل است- البته در حوزه کنش اجتماعی نیز ملاک "عمل" ِنمایندگان،احزاب و... است وگرنه به تعبیر سایه:
از داد وداد آن همه گفتند و نکردند/یا رب چقدر فاصله دست وزبان است

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

آزادی همه چیز است

آزادی سیاسی به معنای افزایش کمی وکیفی درحق انتخاب شهروندان اجتماع است.
گزاره اصلی: مخالفان آزادی، همواره آزادی را فسادآور وکمینگاه اشتباهات و پرتگاه اجتماع می دانند.
گزاره فوق نادرست است: مخالفان آزادی هیچگاه در واقع مخالف آزادی نیستند!به عبارت دیگر آنها خواهان کمترین آزادی برای شهروندان وبیشترین آزادی(آزادی مطلقه)برای یک گروه یا یک فرد هستند،پس عبارت را می شود اینگونه صحیح کرد" مخالفان آزادی حداقلی(یعنی مشروط )اکثریت جامعه وموافقان آزادی حداکثری (یعنی مطلقه)رهبر سیاسی " خوب اگر توضیحات آنالیز شود به تناقض در گزاره اصلی فوق پی می بریم .چرا که آزادی اگر آنقدر بد است چرا برای فرد یا گروهی خوب است؟ واگر خوب است برای شهروندان بد است؟ آزادی چگونه چیزیست؟ من هم معتقدم آزادی شرط لازم اشتباه /فساد/گناه/قبح اخلاقی است.اما در عین حال معتقدم آزادی شرط لازم صحت/پاکی/ثواب/خیر اخلاقی نیز هست . پس آزادی شرط لازم همه چیز است وکسانیکه آزادی یا از کس یاکسانی سلب میکنند ،همه چیز را از آنان سلب نموده اند.(منظورم فقط دولت های استبدادی نیست ،تک تک ما بعنوان دوست،شهروند،همسر،خانواده...میتوانیم آزادی را به دیگران بشارت دهیم یا سلب آزادی را)

۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

1/سیزده آبان صحنه ایی دیدم که شاید هرگز فراموش نکنم ،مردم سبز پوشی که شاید 15نفر میشدند به شدت یک لباس شخصی رو زیر مشت ولگد گرفته بودند. 2/تو این شش ماه بسیار انسانها به جرم سبز بودن کتک خوردن یا حتی جانشونُ ازدست دادن. ومن هر دفعه که به این مسائل فکر میکنم وخودم رو جای هر دو طرف میزارم ،به میزان ممکن ومطلوب بودن این نظر کانت می اندیشم:دیگران را همواره غایت فی النفسه بدان ونه هرگز وسیله ایی محض